asb1

نقش اسب در فرهنگ ایران باستان (قسمت پایانی)

نقش اسب در فرهنگ مردم دوران باستان با قربانی کردن آن برای خدایان آغاز شد. با اهلی شدن این حیوان منبع قدرت عظیمی برای کار و حمل و نقل پیدا شد که تاکنون جریان دارد. نقش عمده اسب در زندگی ایرانیان از نقوش سفالینه ها و وسایلی که با الهام از آن ساخته می شد هویدا است.

اسامی و اسب

ایرانیان از روزگار کهن با اسب آشنایی داشتند و آن را پرورش داده و با آن هم زیستی داشته اند. در اثبات علاقه ی ایرانیان به آن می توان به اسامی بزرگان، پادشاهان داستانی و غیره اشاره کرد که با نام اسب همراه است. نام چهار تن از نیاکان زرتشت با واژه اسب همراه است: ” پورشسب ” نام پدر زرتشت به معنی دارنده اسب پیر، دومین نیای زرتشت، ” پیتراسب “، یعنی دارنده اسب تندرو. از جمله ایرانیان دیگر که نامشان  با نام اسب شروع می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد: ” کرشاسب “( گرشاسب ) یعنی دارنده اسب لاغر، ” ارجت اسب ” ( ارجاسب) یعنی دارنده اسب ارجمند، ” ائوروت اسب ” ( لهراسب )، یعنی دارنده اسب تندرو، ” کوی ویشتاسب ” ( گستاسب ) که آخرین پادشاه کیانیان است، نامش برآمده از معنی صاحب اسبان ازکارافتاده بود و چنانکه از یشت ها بر می آید، آرزوی اسبان بسیار داشته و خداوند آرزوی او را بر می آورد.
نام فرس که در زبان عربی وارد شده است، به مفهوم ایرانی است که برای اعراب هم ردیف سوارکار و شریف بوده است و جنگاوران ایرانی را ” اساوره ” یعنی ” اسوریان ” و سواران یا ” فرسان ” و ” فوارس ” می گفته اند. به هر حال اسب به واسطه ی ایرانیان وارد بابل شد و این امر از ازمنه قدیم معروف بوده است. چنانکه مسعودی در ” التنبیه و لااشراف ” از قول عبدالله-بن طاهر در پاسخ به تفاخر ” الودلف ” می گوید:    ” ما اسبان خوب و لاغر را به بابل آوردیم و آنجا را تسخیر کردیم “. روی دیواره سکوهای اطراف پلکان آپادانا ی تخت جمشید مجالسی نمایان است که اقوام مختلف و هدیه-های آنها را نشان می دهد. در اینجا حیوانات مختلف از جمله اسب بهترین هدیه هستند.

مادها

مادها بیشتر شبان بودند تا زارع و چنان چه گفته شد اسب را اهلی کرده بودند. به هر حال مراتع اصلی آنها در “ایرانویج” برای تغذیه ی دام ها به ویژه اسبها کافی نبود و هم چنان که تخریب این مراتع در استپ های اوراسی آنها را به ایرانویج کشانید، نیاز به مرتع و فضای بیشتر آنان را وارد ایران کرد. هنر اصلی این اقوام سوارکار جنگجو، پرورش اسب بود که مایه ی شهرت جهانی آنان شده بود.
وضعیت فوق در دوران هخامنشی  نیز ادامه یافت منتها در جامعه ی هخامنشی، کار کشاورزی و کار جنگ در یک طراز بود و مردم آزاد شایستگی هر دو را داشتند که در اینجا پیشرفت خوی جهانگیری را درمی یابیم. مادها از نظر رسوم اجتماعی و چه از جنبه ی دامپروری، سوارکاری و جنگ پایه گذار اجتماع هخامنشیان بودند.

اسب و رابطه آن با کشاورزی

یونجه در زبان مادی، اسپااستا به معنی خوراک اسب گفته می شد. اصطلاحات اسب داری در میان  اقوام مختلف هند و اروپایی از همین ” اسپه” مادی منشا می گرفت که خود دلیل سبقت مادها در پرورش اسب بوده است. استرابون ضمن شرح اوضاع مادها از فراوانی یونجه ی آنجا سخن می گوید. به عقیده ی  ” دوکاندول ” در کتاب ” منشا گیاهان ” یونجه ی وحشی و صحرایی از اعصار باستان در بخش های از ایران، جنوب قفقاز، بلوچستان و کشمیر بومی بود و سپس به گیاه اهلی و پرورش یافته تبدیل شد.
هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران نوعی یونجه را ” اسپست ” یا مشتقی از آن خوانند. چنانچه در روستاهای شمال تهران آن را اسپرس می گویند. در منطقه همدان که مرکز ماد قدیم است هنوز هم یونجه کاران و یونجه کاری فراوان هستند و این محصول از آنجا به بسیاری از نقاط ایران برده می شود.

تصاحب اسب

اسبان ماد که در جلگه های نسا پرورش می یافتند در دنیای قدیم شهره ی آفاق بودند و آشوریان همواره به این اسبان چشم طمع دوخته و باج و خراج خود را با اسب می گرفتند. در نیمه ی اول قرن ۷ ق.م. پادشاه آشور برخی از امیران محلی ماد را اسیر کرد و سایرین با هدیه اسب و لاجورد حمایت او را خواستار شدند. لشکرکشی های متعدد آشوریان به نواحی سپره، اورامان، آذربایجان، کرمانشاه، کرانه های رودخانه زاب، سواحل رودخانه ی قزل اوزن برای تصاحب اسب و نشخوارکنندگان بود.
در ایران باستان اسبان خاصی موسوم به ” نیسایی ” یا ” تنسایی ” پرورش داده می شدند که از حیث سرعت، تحمل و قدرت و زیبایی بی نظیر بودند و اهمیت خاصی که سوارکاران آریایی داشتند به واسطه تملک چنین اسبانی بود. استرابون ( متولد حدود ۶۳ ق. م ) از دو نسا، یکی در ارمنستان و دیگری در ماد نام می برد و اسبان نسایی را بهترین اسبانی می داند که در آخور پادشاهی نگاه داشته می شد. او می گوید استاندار ارمنستان سالانه بیست هزار راس از این اسبان را برای پادشاه هخامنشی می فرستاد و در ماد، در سراسر جاده ای که از بابل به قفقاز می رود، از این اسبان یافت می شد و در روزگار هخامنشیان در چمنزارهای ماد پنجاه هزار مادیان در چرا بودند.

اسب و مشاغل

بیطار که امروزه ما دامپزشک را معادل آن می دانیم، برابر با هیپاتروس یونانی محسوب می شود. هیپوس به معنی اسب و ایاتروس به معنی پزشک و هیپاتروس به معنی پزشک اسب است و یکی از مشاغلی بوده است که در رابطه با بیماری ها و درمان حیوانات به خصوص اسب از اهمیت برخوردار بود. در گدشته دستمزد پزشکان بر اساس دام ها پرداخت می گردید. در فرهنگ اوستایی و اصولا در دوران ایران باستان، حتی دوره ایی که وندیداد بازنویسی شده است، در جایی که از مزد پزشک بحث می شود، می بینیم که حق العلاج بیماران برحسب طبقه اجتماعی و میزان ثروت ایشان براساس نوع دام ها بوده است. مثلا حق العلاج همسران شهردار و استاندار به ترتیب به بهای یک مادیان و یک ماده شتر بوده است. در نوشته های پهلوی، اسب یا شتر بهترین و یا بزرگترین ستور بودند و به ترتیب گاو به عنوان ستور متعادل و خر کم بهاترین و یا کوچکترین ستور است.
بنابراین مزد معالجه بزرگترین ستور یعنی شتر و اسب برابر ارزش گاو بوده است که معادل حق العلاج رییس محل یا زن اوست.

اخذ مالیات از طریق اسب

حکومت وسیع هخامنشی که با فتوحات پی در پی کوروش پایه-گذاری شد و در زمان داریوش به منتهای وسعت و عظمت خود رسید. از شمال به دریای خزر، کوه های قفقاز، دریای سیاه و رود دانوب محدود بود. مرز جنوبی آن را دریای عمان، خلیج فارس، حبشه و صحرای آفریقا، حد غربی را دریای مدیترانه و مرز خاوری را جلگه سند و پنجاب تشکیل می داد. در ممالک گسترده هخامنشی تشکیلات مرتب و منظمی وجود داشت و در هر قسمت تحت نظر استاندار یا ساتراپ مشخصی اداره می شد. هر ایالتی موظف بود به تناسب درآمد خود مالیات معینی را سالیانه و به طور جنسی و نقدی بپردازد که در زمره مالیات جنسی، چهارپایان و از جمله اسب نیز اهمیت خاصی داشتند.

هدایا واسب

در دو مثلث طرفین دیواره های پلکان آپادانا، ۲۳ مجلس تصویری نمایان شده است که با توجه به نوشته های هرودت و مطابقت با این نقش ها معلوم می شود یادبود شرکت مردمان ملل مختلف امپراطوری در جشن سال نو است که هدایای نوروزی را به همراه دارند. این اشخاص بهترین محصولات ایالات خود از جمله حیوانات مختلف را به عنوان هدیه به همراه دارند که مهمترین آنها اسب است.

اسب مقیاسی برای سنجش ثروت

در گذشته در جوامع بشری پایه و مقیاس سنجش ثروت، چهارپایان بودند. وقتی به تدریج کالاها و فرآورده های مختلف ایجاد شد، مقیاسی برای ارزش های مادی اشیا و حتی برده ها معین شد که همانا حیوان بود و حتی دستمزدها را نیز براساس حیوانات قرار می دادند که در بحث از دستمزد پزشکان به آن اشاره شد. بعضی از کلمات مانند پول، سرمایه و دارایی در زبانهای لاتین و سامی نیز مشتق از چهارپایان است. چنانکه ” پکونیا ” از ” پکون ” لاتین به معنی حشم و چهارپایان  و ” کاپیتالیسم ” یعنی سرمایه داری از کلمه ” کاپیتال ” یعنی سر حیوان ریشه گرفته است. در فارسی نیز مال یعنی ثروت به مفهوم چهارپا است. چنان که حیوانات را ” مال بادی ” یعنی آسیب پذیر می نامیدند. در پشت سکه های ” داریک ” و ” شکل ” هخامنشی معمولا فرورفتگی نامنظم، مربع یا مربع مستطیل یافت می شود که در آن نقوشی مانند حیوان خوابیده، سر اسب، پرنده و یا ماهی وجود دارد.

نتیجه گیری

بررسی شیوه معیشت و اقتصاد حاکم بر جوامع باستان نشان می دهد که این اقتصاد بر اساس کشاورزی،  دام داری و مبتنی بر اقتصاد معیشتی بوده است که در آن اسب نقش مهمی ایفا می کرد.
از جمله در زمینه ی تقسیم کار ملاحظه می شود که استفاده از اسب و تیمار و نگه داری از آن منجر به مشاغلی از جمله میر آخور، بیطار، نعل بند و … می شد.در دوران اشکانیان امیر آخور مسئولیت تشکیلات دامپزشکی و دامپروری ایران را داشت و میر آخوران تحت نظر امیر-آخور کار می کردند و عموما از افراد مهم مملکت و از سرداران قشون بودند. حتی در دوره ساسانیان، دامپزشکان در طبقه موبدان جای داشتند که اهمیت دام به خصوص اسب را نشان می دهد. بررسی شیوه های داد و ستد و مکانیسم مبادله روشن می سازد که یکی از شیوه ها، مبادله ی جنس با جنس بود که در این موارد اسب نیز به عنوان کالایی پربها می توانست قرار بگیرد. چنان که در مورد پرداخت دستمزدها می بینیم که این کار با دادن دام از جمله اسب انجام می گرفت.
در بحث از مفاهیم و رسوم و عادات مالکیت در جوامع کهن می بینم که در این جوامع دام دار و کشاورز، دام از جمله اسب ثروت اصلی و عمده را تشکیل می داد، هرچه تعداد دام بیشتر، ثروت افزون تر بود. اصطلاح  ” مال دار ” برای مشخص کردن توان مالی افراد گواهی بر این موضوع است.
اهمیت سلامت اسب از نظر اقتصادی موجب شد که اختراعات مهمی از جمله نعل های میخ دار انجام پذیرد. حتی صنایع دستی و هنرهای بومی از این نظر تحت تاثیر قرار گرفتند. نقوش اسب برروی سفالینه ها، انواع مهرها و لوازم تجملی که با الهام از اسب ساخته می شد، دال بر این قضیه است.
نقش اسب در حیات اقتصادی ایران باستان آن چنان بوده است که در موارد بسیاری یکی از اقلام مهم مالیات، باج و خراج و هدایا، اسبان زیبا و تندرو بودند.
به کار گرفتن اسب مسله حمل و نقل را حل کرد. کشت مزارع را آسان نمود و حتی تهیه یونجه برای اسب ها باعث تحول عظیمی در کشاورزی شد. به طوری که هنوز هم یونجه کاری در مناطقی از ایران فراوان است و به نواحی دیگر نیز صادر می شود.
( این نوشته پیش از این در مجموعه مقالات نخستین همایش ملی زبانشناسی،کتیبه ها ومتون سال ۱۳۸۷،صص ۱۱۸-۱۰۹ منتشر شده و برای تجدید انتشار در اختیار تارنمای انسان شناسی و فرهنگ قرار گرفته بود)

 

آسیاب چکشی و تیغه ای
دستگاه یونجه خرد کن
http://bazaredam.ir/?p=837
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.